
روز سه شنبه 12 آبان "احمدی نژاد"، سرزده وارد مجلس شد و با قلدری 20 دقیقه صحبت کرد. او با وقاحت تمام ادعا کرد که اجرای لایحه "هدفمند کردن یارانهها" به نفع مردم است. او تهدید کرد که اگر نمایندگان لایحه یارانهها را به لایحه بودجه متصل کنند آنرا پس خواهد گرفت. اقدام قلدرانه "احمدی نژاد" نشان از اختلاف در شیوه حذف یارانهها بین مجلس و دولت دارد، اما به هیچوجه نمایانگر مخالفت هیچ بخشی از مقامات رژیم با اصل لایحه نیست. این روزها یکی از وظایف رسانههای دولتی، مقامات مخالف و موافق و حتی سیاستمداران رانده شده از قدرت اینست تا تودههای کارگر و زحمتکش را برای قبول مصائب ناشی از حذف یارانهها آماده سازند. موافقین با وقاحت میگویند که اعمال "هدفمند کردن یارانهها" باعث اجرای عدالت در جامعه میشود. اینها که ریاکارانه چنین میگویند، بخشا به طور علنی و عمدتا به طور مخفی نیروهای سرکوب را برای مقابله با اعتراضات احتمالی آماده و تقویت کردهاند. مخالفین به درستی روی تورم 60 در صدی انگشت میگذارند و تقاضای راه حل برای جلوگیری از شورشهای احتمالی محرومان جامعه را پیش میکشند. اقتصاددانان نسبتا عاقل که مستقیما در مدار قدرت نیستند می گویند، مشکل اقتصاد ایران فقط تورم دائما رو به افزایش نیست، بلکه همزمان رکود و ورشکستگی رو به ازیاد صنایع تولیدی و لاجرم بیکاری در حال گسترش نیز هست. البته کارشناسانی نیز هستند که با تجزیه و تحلیل آمارهای موجود مستدل میکنند که اقتصاد ایران هم اکنون ورشکسته است. در واقع جمهوری اسلامی، به عنوان یک رژیم خدمتگزار سرمایه، هیچوقت تبدیل به یک سازمانده متعارف تولید نشد، بلکه همچنان یک رژیم اساسا سرکوبگر باقی ماند. حاصل این ناتوانی راندن شدن، ایران به لحاظ اقتصادی و سیاسی به سراشیبی سقوط کامل و پناه بردن به سپاه پاسداران برای نظامی کردن عرصه کار و تولید و اداره جامعه به شیوهای پادگانی است. سیاست اقتصادی سپاه، که دولت دهم مجری آنست، تبعیت از سیاستهای صندوق بین المللی پول و قطع یارانه هاست. این سیاست در هر کشوری که پیاده شده مردم کارگر و زحمتکش را به فقر سیاه نشانده و بخشهائی از چندین نسل را به تباهی کامل کشانده است.
در چنین شرایطی وظایف کمونیستها، فعالین کارگری سوسیالیست و کارگران آگاه در قبال این اوضاع چیست؟
یارانهای که به مواد ضروری زندگی تعلق میگیرد بخشی از دستمزد پرداخت نشده کارگر است که دولت به ویژه از درآمد حاصله از فروش نفت می پردازد تا سرمایهدار بتواند از نیروی کار بسیار ارزان استفاده کند. به این اعتبار این بخش از یارانهها عملا به جیب کارفرماها رفته و در عین حال کارگران را به شدت وابسته به دولت میکند. این سیاست ضد کارگری از حکومت پهلوی به حکومت جمهوری اسلامی منتقل گردید. بهتر آن میبود که کارگر، لااقل بر اساس منطق سرمایه در یک جامعه لیبرالی کل دستمزدش را میگرفت و به جای اندیشیدن به یارانه به فکر ساقط کردن نظام استثمارگر سرمایهداری میبود و برای عملی کردن آن سازمانهایش را تشکیل میداد و غیره. اما فعلا ما با یک دولت اسلامی و ناتوان از راه اندازی تولید روبرو هستیم که قصد دارد هم یارانهها را به تدریج قطع کند و هم در برابر هر تقاضایی برای افزایش دستمزد و مزایا بیستد. در ضمن این دولت کار را به جائی رسانده که بخش قابل توجهی از سرمایهها، یا در حال ورشکستگی هستند و یا در حال فرار، بنابراین کار هم به اندازه کافی موجود نیست و نخواهد بود تا کارگران بتوانند مثلا با اضافه کاری یک زندگی بخور و نمیر برای خود و خانواده شان ترتیب دهند. در چنین شرایطی و با حذف یارانهها کارگران با تشدید فقر و بیکاری، متلاشی شدن خانواده، مرگ زودرس، عدم رشد کافی کودکان، محرومیت از تحصیل فرزندان، تشدید امراض روانی و جسمی، افزوده شدن بر کودکان خیابانی، اعتیاد و فحشا و مصائبی از این دست روبرو خواهند شد. در ضمن تورم توام با رکود بخشهائی از صاحبان سرمایه را ثروتمندتر کرده و به همین جهت فاصله طبقاتی وحشتناک کنونی را عمیق تر خواهد کرد. 
سیاست قطع یارانهها میتواند با شکست روبرو شود. اولین دلیل اینست که بعد از انتخابات رژیم جمهوری اسلامی با یک بحران حکومتی روبرو شد که هنوز نتوانسته خود را از تنگنای آن رها کند. از طرف دیگر رویاروئی مستقیم مردم با دولت کودتا و جناح حاکم این بحران حکومتی را به یک بحران سیاسی تبدیل کرد که هنوز هم ادامه دارد. مردم شکنندگی موقعیت رژیم اسلامی را در عمل تجربه کردند. محروم بودن سپاه از پشتیبانی طبقاتی موثر بورژوازی و آمادگی مردم مبارز برای مقابله با آن چشم اسفندیار این نیروست. در ضمن هم اکنون بین 14 تا 20 میلیون کارگر و زحمتکش معترض زیر خط فقر هستند. بر پایه این زمینهها میتوان علیه سیاست حذف یارانه ها به مبارزه برخاست و کوشید آن را به مبارزه علیه فقر، و علیه سیاستهای نئولیبرالی ارتقا داد. این مبارزه میتواند علیه حذف یارانه آرد و تلاش برای جلوگیری از حیف و میل شدن آن توسط صاحبان نانواخانهها و مقامات دولتی آغاز شود. فعالین کارگری در دل تلاش برای راه انداختن این مبارزه کارهای روتین خود و در راس آنها میتوانند تلاش برای ایجاد تشکل را با قدرت و امکانات بیشتری به پیش ببرند.
حال که بحران ساختاری سرمایه در کل جهان بروز شدید یافته و اقتصاد بحران زده و ورشکسته سرمایه داری ایران را نیز عمیقا تحت تاثیر قرار داده است، زمینه عینی برای شکلگیری یک جنبش علیه سیاستهای نئولیبرالی و گسترش فقر مهیاتر است.
گفتار روز تلويزيون كومه له
سايت حزب کمونیست ایران http://www.cpiran.org
سايت کومه له http://www.komalah.org/Persian/Farsi.htm






